منفجر شدن /monfædʒer ʃodæn/ VerbEnglishexplode中文爆炸Exampleبمب دوم در بازاری شلوغ [ترکید].A second bomb exploded in a crowded market.«ترکیدن» حس ناگهانی بودن و از هم پاشیدن را بهتر منتقل میکند.